|
سلام سلام سلام.
تموم شد.بلاخره تموم شد. خرداد و امتحانای سختی که بابای همه رو در آورد.
خداییش من فکر نمیکردم انقدر امتحانا رو بد بدم.
حالا یه چیز جالب که هست همه زبان فارسی و زبان انگلیسی رو خراب کردن من بهترین نمره هامو تو این دو تا درس میگیرم.
این روزا همه دارن به مناسبت جا خالی دادن از امتحانا (حال کردین عجب جمله ی با حالی گفتم؟ اگه گفتین مال کدوم فیلم بود؟ ) برنامه ریزی می کنن که با دوستاشون برن بیرون و خوش بذگرونن.
ولی من اصلا حوصله ندارم.
فقط دارم خدا خدا میکنم حد اقل معدل کلم ۱۸ باشه تا یه ذره مامان خانومم کوتاه بیاد. ( آخه تهدیدم کرده اگه معدلم کم بشه تابستان برایم برنامه ها دارد!)
با این خبرایی که از بچه ها میشنوم باید دعا کنم نیافتم. میگن فلسفه و منطق فقط ۴ نفر و حسابان فقط ۱۰ نفر نمره بالای ۱۰ هست.
بهر حال گذشت و رفت.
امیدوارم تو کارنامه ی همه تون مهر قبول خرداد بخوره و کارنامه هاتونو تو دست راست بگیرین.
آها داشت یادم میرفت... یه سلام مخصوص هم به کنکوریای عزیز دارم.
بابا انقد نگران نباشین.میذگره.
در ضمن به کسی که برام نظر گذاشته بود بگم که اوم آی دی دیگه اصلا آن نمیشه .
منم پسووردش رو ندارم.برای آی دی جدیدم پی ام بذاره.
حالا هم یه شعر مینویسم واسه کسی که حتی شاید اونو نبینه!
در صبح آشنایی شیرینمان ترا
گفتم :((که مرد عشق نیی!)) باورت نبود
در این غروب تلخ جدایی هنوز هم
میخواهمت چو روز نخستین ولی چه سود!
میخواستی به خاطر سوگند های خویش
در بزم عشق بر سرم جام نشکنی
میخواستی به پاس صفای سرشت من
اینگونه دل شکسته به خاکم نیفکنی
پنداشتی که کوره ی سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش می شود؟
پنداشتی که یاد تو این یاد دل نواز
در تنگنای سینه فراموش می شود؟
تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی
من مانده ام که بی تو شبها سحر کنم
تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی
من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم
روزی که پیک مرگ میبرد مرا به سوی گور
من شبچراغ عشف تو را نیز میبرم
عشق تو
نور عشق تو
عشق بزرگ توست
خورشید جاودانی دنیای دیگرم...
سبز باشین و شاد.
|